توربو، جدیدترین روش برای یادگیری زبان بدون نياز به كتاب و جزوه، از مبتدی تا پیشرفته مناسب برای همه افراد در همه سنین
آموزش زبان انگلیسی

  • انگلیش توربو
  • ۱۴۰۳/۰۲/۱۶
  • ۱۰ دقیقه
  • ۰ دیدگاه
فهرست مطالب

    واژگان اداری، نام اقلام، اصطلاحات و عبارات در انگلیسی

    موضوع این مقاله ما، واژگان اداری است. قصد داریم که توجه شما را به 18 مورد از اقلام اداری جلب کنیم که همه باید نام آنها را به زبان انگلیسی بدانند. 

    بسیاری از ما در دفاتر، مدارس و اتاق‌هایی کار می‌کنیم که همیشه چنین مواردی یافت می‌شوند، و دانستن نحوه صحبت در مورد تجهیزات اداری (همراه با سایر واژگان، عبارات و اصطلاحات اداری) بخش مهمی از انگلیسی تجاری (Business English) است و می‌تواند بسیار مفید باشد. 

    پس چرا نام این اشیا را یاد نمی گیریم و دایره لغات انگلیسی خود را بزرگ نمی کنیم؟

    واژگان اداری: موارد رایج اداره و دفتر کار که باید بدانید

    در اینجا لیستی از اقلام رایج اداری آورده شده است: 

    تصویر شئ Item
    واژگان اداری، نام اقلام، اصطلاحات و عبارات در انگلیسی تخته وایت برد Whiteboard
    واژگان اداری، نام اقلام، اصطلاحات و عبارات در انگلیسی جامدادی لیوانی Pencil cup
    ماژیک Marker
    قیچی Scissors
    پانچ Hole punch
    منگنه Stapler
    ماشین‌ حساب رومیزی Desk calculator
    دستور جلسه Agenda = an appointment diary
    متر اندازه گیری Tape measure
    گیره کاغذ Paperclip
    کاغذ یادداشت چسب دار Post-it notes
    کاتر / تیغ برش Cutter
    تراش Pencil sharpener
    نوار چسب Duct tape
    پرونده Dossier
    دستگاه چاپگر Printer
    دستگاه قهوه ساز Coffee machine
    کشوی اداری Office drawer
    فایل (کشوهای بایگانی) Filing Cabinet
    دستگاه فکس Fax machine
    تلفن Landline Phone

    پنج اصطلاح و عبارت مربوط به اداره

    علاوه بر واژگان اداری بالا، یاد گرفتن چند اصطلاح مرتبط با کار بد نیست.

    ما در تیم نویسندگان انگلیش توربو، چند عبارت جالب در مورد کار انتخاب کرده‌ایم. امیدواریم آنها را یاد بگیرید و زمانی که با دیگران انگلیسی صحبت می کنید از آنها استفاده کنید.

    1- آستین بالا زدن (Roll up your sleeves): اصطلاحی که احتمالا اکثریت افراد بدانند. این اصطلاح به معنای آماده شدن برای انجام کاری سخت است. 

    Example: it’s not easy work to do, so you have to roll up your sleeves. 

    2- To keep the nose to the grindstone: این عبارت طولانی به معنای سخت کار کردن، یا تمرکز کردن روی کار فعلی است. 

    Example: My husband keeps his nose to the grindstone when he works. 

    3- Learn the hard way: این اصطلاح به معنی یادگرفتن چیزی از روش سخت آن است. (اشاره به درس گرفتن از اشتباه)

    Example: I used to learn the hard way.

    4- To pull your socks up: این به معنای سخت کار کردن، و سخت تلاش کردن است.

    Example: That wasn’t a difficult task, so we didn’t pull our socks up to accomplish it. 

    5- To get your feet under the table: این اصطلاح به معنای سریعاً وفق دادن خود با شغل یا وظایف و شرایط جدید می‌باشد. 

    Example: This time Kate quickly got her feet under the table. 

    این عبارات به طور کلی سخت نیستند، بنابراین آنها را یاد بگیرید و در کنار واژگان اداری، با اطمینان از آنها استفاده کنید. 

    اشتراک گذاری مقاله در شبکه‌های اجتماعی

    میزان رضایت کاربران از این مقاله
    میزان رضایت کاربران از این مقاله
    4.4/5 - (14 امتیاز)

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *